close
تبلیغات در اینترنت
پند و اندرز
loading...

1001KING

پند و اندرز

چرا بر پیامبر اسلام(ص) و اهل بیت او در نماز صلوات می‌فرستیم؟ آیا سنت پیامبر نیز همین بود؟

پرسش
در قرآن کریم نسبت به این‌که بر پیامبر صلوات بفرستید امر وجود دارد. ما هم با توجه به سخن پیامبر که می‌فرمایند: «صلوات را ناقص نفرستید» بر پیامبر و اهل بیتش سلام و صلوات می‌فرستیم. اما چرا این را در نماز انجام می‌دهیم و حکمت آن چیست؟ آیا سنت پیامبر در این راستا است؟ خودش نیز در نماز صلوات فرستاده است؟
(برای پاسخ به این سوال به ادامه مطلب مراجعه نمائید)
علی گودرزی بازدید : 192 یکشنبه 26 مهر 1394 زمان : 16:57 نظرات ()

زندگینامه و پندهای زیبای لقمان حکیم(110پند)

لقمان حكيم، يكى از بزرگ‏ترين حكماى حقيقى است كه قرآن كريم با تعبير بلند و رساىِ : «وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ ؛ به راستى ، لقمان را حكمت داديم» ، بر حكمتش گواهى داده و برخى از آموزه‏هاى حكيمانه او را براى آيندگان ، روايت كرده و بدين سان ، همگان را به جستجو و فرا گرفتن حكمت‏هاى او فرا خوانده است .

علی گودرزی بازدید : 281 سه شنبه 14 مهر 1394 زمان : 18:35 نظرات ()

ديدگاه اهل سنت نسبت به مقام حضرت علي ع چگونه ميباشد؟

اهل سنت اميرالمؤمنين علي(ع) را بعنوان خليفه چهارم قبول دارند و محبت او را لازم مي دانند (غير از ناصبي ها) و همين طور فضائل زيادي را براي آن حضرت نقل نموده اند.»(صحيح مسلم، باب امارت و خلافت، ج6، ص3 و ر.ك: بحوث في الملل و النحل، شيخ جعفر سبحاني، ج6، ص58-61)
.
.
.
.

امام علي(ع) از ديدگاه دانشمندان اهل سنت
احمد بن حنبل (پيشواي مذهب حنبلي)
او مي گويد: آن همه فضيلتها كه براي علي بن ابي طالب بوده و نقل شده براي هيچ يك از اصحاب رسول خدا نبوده است. (المراجعات، سيد عبدالحسين شرف الدين، چاپ سوم، ص 218.)

علی گودرزی بازدید : 245 دوشنبه 02 شهريور 1394 زمان : 12:39 نظرات ()

حق بودن شیعه را اثبات کنید؟

حقانیت شیعه‏
پرسش 1 . آیا در اسلام حتماً باید پیرو فرقه خاصى بود یا این که انسان تابع کدام فرقه باشد تفاوتى ندارد؟ و اگر تنها یک گروه بر حق است به چه دلیل آن گروه شیعه است؟
یک. ملاک اصلى مسلمان بودن ایمان به حقیقت ناب اسلام و پیروى از آموزه‏ها و تعالیم اسلام خالص و پیراسته از پیرایه‏ها است. این مسأله در زمان پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله در تبعیت و پیروى یکپارچه از آن حضرت تبلور مى‏یابد. پس از رحلت پیامبر اعظم‏صلى الله علیه وآله نیز تبعیت از اسلام ناب در گرو پیروى کامل از مسیرى است که حضرتش براى امت ترسیم فرموده و بدان راهنمایى کرده است.

علی گودرزی بازدید : 218 پنجشنبه 18 تير 1394 زمان : 11:59 نظرات ()

چگونه بهترین باشیم

چگونه بهترین باشیم

هر انسانی به طور طبیعی از اینکه مورد محبت، علاقه و احترام دیگران قرار گیرد، استقبال نموده و در این راه گاهی از راهها و روش های نامطلوب استفاده می کند. در این مقاله اصلی ترین راههای رسیدن به مقام مذکور را مورد تاکید و توجه قرار می دهیم:


1- اولین گام

این است که به همان گونه که مایلید و می پسندید با شما رفتار شود با دیگران برخورد کنید. و از آنچه در دیگران می بینید و نمی پسندید دوری کنید.
بدون شک هرگز مایل نیستید که دیگران در غیاب شما بدیهای شما را افشا کنند. یا به شما کم اعتنایی و بی اعتنایی کنند. پیشی در سلام – احترام و محبت کردن – هدیه دادن – تواضع بی ریایی و خوشرویی – از جمله مهارتهای ارتباطی است که همگان طالب آنند. لذا شما هم در برخورد با دیگران به این مهارتها مجهز و عامل شوید تا مورد علاقه و محبت دیگران واقع شوید

علی گودرزی بازدید : 235 سه شنبه 12 اسفند 1393 زمان : 10:55 نظرات ()

بلعم باعورا که بود

اگر "بلعم" واژه­ای عربی باشد به معنی مردی است که زیاد می­خورد و غذا را می­بلعد.[1] اما گویند بلعم همان "بِلْعام" در تورات و نامی عبری می باشد به معنای «خداوند مردم»[2]
  "بلعم باعورا " از علماء بنی اسرائیل، معاصر حضرت موسی (ع) بود که در یکی از قریه­های بلقاء شام زندگی می­کرد.[3]برخی او را از نوادگان لوط یا داماد وی ذکر کرده­اند.[4]
  بلعم پیشگویی می­کرد و از حوادث آینده خبر می­داد. گویا پیرو آئین ابراهیم بوده و مردم از اطراف به نزد او می­آمدند تا دربارۀ آنان پیشگویی کند و برای برکت یافتن دارایی و زندگی آنها دعا کند.[5] 
 
علی گودرزی بازدید : 190 یکشنبه 11 آبان 1393 زمان : 18:6 نظرات ()

ویژگی های یک ورزشکار مسلمان

رابطه تن و روان
بدون ترديد، بين تن و روان ارتباط نزديک و نيرومندي و جود دارد، بدين جهت در اسلام، تنها به تربيت و پرورش جسم توجه نشده، بلکه به موازات جسم، به روح نيز توجه و دستورات فراواني در زمينه تربيت و تقويت آن وارد شده، از قبيل: روزه، نماز، دعا و به طور کلي عبادات. والاّ پرداختن به جسم به تنهايي داراي ارزش انساني نبوده و انسان را از محدوده حيوانيت خارج نمي کند.
دانشمندان و انديشمندان غير اسلامي نيز به وجود رابطه متقابل بين تن و روان معتقدند؛ به عنوان نمونه، ارسطو در اين باره مي گويد:
"تن را لازم است براي جان پرورش دهند و نفسانيّات را تابع اراده عقلي سازند، تا نفس آماده و قابل تفکر و تعقل شود، که آن خوشي حقيقي زندگي و غايت مطلوب است."
 
.۱- ایمان: اولین خصوصیت یک ورزشکار مسلمان، ایمان و تقوای اوست. نیرومند بودن به تنهایی از نظر اسلام ارزشی ندارد.
آن چه معیار ارزش است، تقوا است. خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
"انّ اکرمکم عندالله اتقیلکم؛ گرامی ترین شما نزد خدا، پرهیزکارترین شماست."
البته انسان پرهیزکار و با ایمان، هر چه قوی تر و نیرومندتر باشد، بهتر است، اما قوی بودن به تنهایی کافی نبوده و ملاک ارزش نخواهد بود؛ از این رو در حدیث نبوی می خوانیم:
"المؤمن القوی خیر و احب من المؤمن الضّعیف؛ شخص با ایمان قوی و نیرومند، از شخص با ایمان ضعیف بهتر و دوست داشتنی تر است."
در این حدیث، ابتدا کلمه "المؤمن" آورده شده و سپس کلمه "القوی" یا "الضّعیف"، و انسان با ایمان با یک انسان با ایمان دیگر مقایسه شده است، نه با یک انسان فاقد ایمان، زیرا انسان فاقد ایمان، ارزشی ندارد.
نکته جالب توجه، این که انسان با ایمان اگر نیرومند و سالم باشد، می تواند منشأ آثار خیر بیش تری باشد و حتی بهتر و بیش تر عبادت کند و یا جهاد نماید. در اینجا توجه شما را به قسمتی از رهنمودهای امام خمینی (ره) در این خصوص جلب می نمایم:
"آن چه که پشتوانه ملت است، پشتوانه اسلام است. آن مردهای با ایمان هستند، ورزش کاران با ایمان هستند، روحانی با ایمان و دانشگاهی با ایمان و ... اینها می توانند پشتوانه یک ملت باشند و نگذارند دست های خائنانه کسانی که گاه می خواهند همه چیز ما را ببرند، قدرت مادّی ما، قدرت معنوی ما را از بین ببرند."
ایشان در ضمن بیان وظیفه ورزش کاران فرمودند:
"ورزش کاران دو وظیفه دارند: یکی ورزش جسمانی برای قوه پیدا کردن و قدرت پیدا کردن ... یکی هم پرورش روحانی، که اگر پرورش روحانی در انسان پیدا بشود، آن وقت قدرت جسمانی اش مضاعف می شود. شما کوشش کنید که آن قدرت را هم که قدرت الهی است، قدرت هم به برکت اسلام و به برکت مولا امیرالمومنین علیه السلام در شما پیدا شود. که یک مرد روحانی قوی و جسمانی قوی بشوید، که هم جانب روحتان قوی باشد و هم جانب جسمتان قوی باشد
علی گودرزی بازدید : 156 دوشنبه 14 بهمن 1392 زمان : 17:37 نظرات ()

چگونه نفس سرکش را رام کنیم؟

خداى بیامرزد مردى را که با لجام طاعت و تقوى خویش نفس را مهار کند و لجام زند و با زمام خود را بسوى فرمانبردارى خدا بکشاند.


ارزش هر چیزی با توجه به مقدار تأثیری که در سرنوشت و سعادت آدمی دارد سنجیده می‏شود و از آن‏جا که هدف از آفرینش انسان رسیدن به کمال واقعی و دست یافتن به سعادت ابدی است، خرج کردن سرمایه وجود در غیر این مسیر از دست دادن بهترین و ارزشمندترین سرمایه محسوب می‏شود. 
در قرآن کریم و رهنمودهای اولیای الهی هشدارهای فراوان در این‏باره به چشم می‏خورد که مبادا بر اثر غفلت و مشغول شدن به لذت‏های زودگذر دنیوی، حقیقت وجود خود را ارزان از دست بدهید؛ چرا که در این صورت دچار خسران جبران ناپذیری خواهید شد. حضرت علی(علیه السلام) می‏فرمایند: «آگاه باشید جز بهشت قیمت دیگری برای نفس شما نیست؛ پس مواظب باشید که آن را به چیز دیگری نفروشید». 

 

 
علی گودرزی بازدید : 264 سه شنبه 06 فروردين 1392 زمان : 12:31 نظرات ()

چی میشد اگه خدا؟؟؟؟

چی می شد اگه خدا

امروز وقت نداشت به ما برکت بده  چرا که ما وقت نکردیم دیروز از او تشكر کنیم .

چی می شد اگه خدا

فردا دیگه ما را هدایت نمی کرد چون امروز اطاعتش نکردیم .

چی می شد اگه خدا

امروز با ما همراه نبود چرا که دیروز قادر به درکش نبودیم .

 

   چی می شد که دیگه

شكوفا شدن گلی را نمی دیدیم چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم و شكر نکردیم .

 

    چی می شد اگه خدا

عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم .

 

چی می شد اگه خدا در خانه اش را می بست چرا که ما در قلب های خود را بسته بودیم .

 

     چی می شد اگه خدا

امروز به حرف هامون گوش نمی کرد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم

چی می شد اگه خدا

خواسته هایمان را بی پاسخ می گذاشت چون به یادش نبودیم

چی می شد اگه خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

علی گودرزی بازدید : 171 سه شنبه 06 فروردين 1392 زمان : 12:8 نظرات ()

داستان عابد و شیطان

در ميان بني اسرائيل عابدي بود. وي را گفتند : فلان جا درختي است و قومي آن را مي پرستند !!!

عابد خشمگين شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند...

ابليس به صورت پيري ظاهر الصلاح، بر مسير او مجسم شد، و گفت : اي عابد، برگرد و به عبادت خود مشغول باش!

عابد گفت : نه، بريدن درخت اولويت دارد...

علی گودرزی بازدید : 177 سه شنبه 06 فروردين 1392 زمان : 12:3 نظرات ()

اگر نجات پیدا کنم

محرم سال 530 هجری قمری بود.

طلبه جوان سراسیمه از مدرسه علمیه «دروازه عراق » بیرون دوید و به سمت خانه «محمد بن یحیی » بزرگ سادات آل زباره شتافت. رنگ از صورتش پریده بود و نفس نفس می زد. خانه محمد بن یحیی، نزدیک مسجد جامع شهر سبزوار قرار داشت. به خانه رسید ودر زد. لحظه ای بعد خادم پیر خانه، در را باز کرد.

توصیه می کنم حتما مطالعه کنید...

(برای مشاهده زندگینامه عجیب شیخ طبرسی به ادامه مطلب بروید)

 

علی گودرزی بازدید : 182 سه شنبه 06 فروردين 1392 زمان : 11:48 نظرات ()

گذشته را فراموش کنيد و به جلو نگاه کنيد

پيری برای جمعی سخن میراند...

 

لطيفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

 

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطيفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.

 

او مجدد لطيفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی در جمعیت به آن لطيفه نخندید.

 

او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمیتوانید بارها و بارها به لطيفه ای یکسان بخندید، پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه میدهید؟

علی گودرزی بازدید : 166 سه شنبه 06 فروردين 1392 زمان : 11:40 نظرات ()

عقاب زندگی خود را فراموش نکنید

کوه بلندي بود که لانه عقابي با چهار تخم، بر بلنداي آن قرار داشت. يک روز زلزله اي کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که يکي از تخم ها از دامنه کوه به پايين بلغزد.

بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه اي رسيد که پر از مرغ و خروس بود. مرغ و خروس ها مي دانستند که بايد از اين تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پيري داوطلب شد تا روي آن بنشيند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنيا بيايد. يک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بيرون آمد.

جوجه عقاب مانند ساير جوجه ها پرورش يافت و طولي نکشيد که جوجه عقاب باور کرد که چيزي جز يک جوجه خروس نيست. او زندگي و خانواده اش را دوست داشت اما چيزي از درون او فرياد مي زد که تو بيش از اين هستي. تا اين که يک روز که داشت در مزرعه بازي مي کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج مي گرفتند و پرواز مي کردند. عقاب آهي کشيد و گفت: اي کاش من هم مي توانستم مانند آنها پرواز کنم.

مرغ و خروس ها شروع کردند به خنديدن و گفتند: تو خروسي و يک خروس هرگز نمي تواند بپرد. اما عقاب همچنان به خانواده واقعي اش که در آسمان پرواز مي کردند خيره شده بود و در آرزوي پرواز به سر مي برد. اما هر موقع که عقاب از رويايش سخن مي گفت به او مي گفتند که روياي تو به حقيقت نمي پيوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.

بعد از مدتي او ديگر به پرواز فکر نکرد و مانند يک خروس به زندگي ادامه داد و بعد از سالها زندگي خروسي، از دنيا رفت.

تو هماني که مي انديشي، هرگاه به اين انديشيدي که تو يک عقابي به دنبال رويا هايت برو و به ياوه هاي مرغ و خروسهاي اطرافت فکر نکن.

علی گودرزی بازدید : 165 سه شنبه 06 فروردين 1392 زمان : 11:32 نظرات ()

پند و اندرز ابوسعید

ابوسعید ابوالخیر با جمعى از اصحاب از كنار روستایی از مناطق اطراف نیشابور به طرف مقصدى مى‌گذشتند.


مردى مُقنی مشغول خالى كردن چاه مستراح بود، اصحاب از بوى تعفن كثافات، دماغ خود را گرفتند و به سرعت از آن محل گذشتند، ولى مشاهده كردند شیخ نیامد.

چون نظر كردند دیدند شیخ با حالت تفكر كنار كثافات ایستاده فریاد زدند استاد بیا. فرمود مى‌آیم، پس از مدتى تأمل در كنار كثافات به سوى اصحاب روان شد، چون به آنان رسید عرضه داشتند: اى راهنما براى چه كنار كثافات ایستادى؟

فرمود: چون شما دماغ خود گرفتید و به سرعتِ حركت خود افزودید، صدایی از كثافات و فضولات برخاست كه هان اى روندگان! دیروز گذشته، ما با حالتى طیب و طاهر و پاكیزه و رنگ و بوئى بسیار عالی بر سر بازار به صورت سبزیجات و میوه‌جات و حبوبات قرار داشتیم و شما بنى‌آدم به خاطر به دست آوردن ما بر سر و بار یكدیگر مى‌زدید و به انواع حیله‌ها و خدعه‌ها متوسل مى‌گشتید، و از هیچگونه تقلبی خوددارى نمى‌كردید، چون ما را به دست آوردید خوردید، ما بر اثر چند ساعت همنشینى با شما تبدیل به این حال گشته و به این سیه روزى افتادیم، به جاى این كه ما از شما فرار كنیم، شمایى كه باعث این تیره‌بختى براى ما شدید؛ از ما فرار مى‌كنید اى اف بر شما !!!

من كنار كثافات ایستاده و به پند و نصیحت آنان گوش فرا داده تا شاید عبرتى از آنان بگیرم!

منبع:

عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)، ج 4، حسین انصاریان.
علی گودرزی بازدید : 150 سه شنبه 06 فروردين 1392 زمان : 11:25 نظرات ()

علم عشق در دفتر نباشد

یكی از مریدان عارف بزرگی، در بستر مرگ استاد از او پرسید:
مولای من استاد شما كه بود؟
عارف: صدها استاد داشته ام.
مريد: كدام استاد تأثیر بیشتری بر شما گذاشته است؟
عارف اندیشید و گفت:

در واقع مهمترین امور را سه نفر به من آموختند.


اولین استادم یك دزد بود.

شبی دیر هنگام به خانه رسیدم و كلید نداشتم و نمی خواستم كسی را بیدار كنم. به مردی برخوردم، از او كمك خواستم و او در چشم بر هم زدنی در خانه را باز كرد. حیرت كردم و از او خواستم این كار را به من بیاموزد. گفت كارش دزدی است. دعوت كردم شب در خانه من بماند. او یك ماه نزد من ماند. هر شب از خانه بیرون میرفت و وقتی برمی گشت می گفت چیزی گیرم نیامد. فردا دوباره سعی می كنم. مردی راضی بود و هرگز او را افسرده و ناكام ندیدم.


دوم سگی بود كه هرروز برای رفع تشنگی كنار رودخانه می آمد، اما به محض رسیدن كنار رودخانه سگ دیگری را در آب می دید و می ترسید و عقب می كشید. سرانجام به خاطر تشنگی بیش از حد، تصمیم گرفت با این مشكل روبه رو شود و خود را به آب انداخت و در همین لحظه تصویر سگ نیز محو شد.


استاد سوم من دختر بچه ای بود كه با شمع روشنی به طرف مسجد می رفت. پرسیدم:

خودت این شمع را روشن كرده ای؟

گفت: بله.

برای اینكه به او درسی بیاموزم گفتم: دخترم قبل از اینكه روشنش كنی خاموش بود، میدانی شعله از كجا آمد؟ دخترك خندید، شمع را خاموش كرد و از من پرسید:

شما می توانید بگویید شعله ای كه الان اینجا بود كجا رفت؟


فهمیدم كه انسان هم مانند آن شمع، در لحظات خاصی آن شعله مقدس را در قلبش دارد، اما هرگز نمیداند چگونه روشن میشود و از كجا می آید ...
علی گودرزی بازدید : 127 سه شنبه 06 فروردين 1392 زمان : 11:21 نظرات ()

سقراط حکیم

روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متآثر است. علت ناراحتی اش را پرسید.
پاسخ داد: “در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم. جواب نداد و با بی اعتنایی و خود خواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.”
سقراط گفت: چرا رنجیدی؟
مرد با تعجب گفت: “خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت کننده است.”
سقراط پرسید: اگر درراه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد و بیماری به خود می پیچد آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟
مرد گفت: “مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم . آدم از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود.”
سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.
سقراط گفت: همه این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی آیا انسان تنها جسمش بیمارمی شود؟ و آیا کسی که رفتارش نا درست است روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکری و روان نامش غفلت است و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.
پس از دست هیچ کس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هروقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیماراست.
علی گودرزی بازدید : 159 سه شنبه 06 فروردين 1392 زمان : 10:52 نظرات ()

طمع

روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت:

“خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ “

خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.

مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت:

“تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است”

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت:

“خداوندا نمی فهمم؟!”

خداوند پاسخ داد:

ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد، می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!

علی گودرزی بازدید : 148 سه شنبه 06 فروردين 1392 زمان : 10:51 نظرات ()

نامه نگاري محرمانه اينيشتين به آيت الله بروجردي

 

خبرگزاري ابنا:

چگونه يك حديث، اينشتين را شگفت‌زده كرد؟

هيچ جا در هيچ مذهبي چنين احاديث پر مغزي يافت نمي‌شود و تنها اين مذهب شيعه است كه احاديث پيشوايان آن نظريه ي پيچيده «نسبيت» را ارائه داده ولي اكثر دانشمندان آن را نفهميده‌اند.

«آلبرت اينشتين» فيزيكدان بزرگ معاصر، در آخرين رساله‌ علمي خود با عنوان «دي اركلارونگ Die Erklarung» (به معناي بيانيه) كه در سال 1954 در آمريكا و به زبان آلماني نوشت، اسلام را بر تمامي اديان جهان ترجيح داده و آن را كامل‌ترين ومعقول‌ترين دين دانسته است.

 

علی گودرزی بازدید : 170 دوشنبه 05 فروردين 1392 زمان : 19:13 نظرات ()

زندگی نامه حضرت ابوالفضل العباس

در نگاه به قلّه ‏هاي رفيع ايمان و شجاعت و وفا، چشم ما به وارسته مردي بزرگ و بي ‏بديل مي ‏افتد، به نام عبّاس فرزند رشيد اميرالمؤمنين(ع) كه در فضل و كمال و فتوّت و رادمردي، الگويي برجسته است. در اخلاص و استقامت و پايمردي، نمونه است و در هر خصلت نيك و صفت ارزشمندي، كه كرامت يك انسان به آن بسته است، سرمشق است. ما پيوسته دين باوري و حقجويي و باطل ستيزي و جانبازي را از او آموخته ‏ايم و نسل الله ‏اكبرِ امروز، وامدار مكتب جهاد و شهادتي است كه اباالفضل(ع) در آن مكتب، علمدار است و همچون خورشيد، درخشان.
اينك، گرچه از صحنه‏ هاي آن همه ايثار و دلاوري و وفا كه در عاشورا اتّفاق افتاد و آينه‏ اي فضيلت نما پيش چشم جهانيان نهاد، بيش از هزار و سيصد سال ميگذرد، امّا تاريخ، روشن از كرامت هاي عباس بن علي(ع) است و نام ‏او با وفا، ادب، ايثار و جانبازي همراه است و گذشتِ اين همه سال، كمترين غباري بر سيماي فتوّتي، كه در رفتار آن حضرت جلوه‌گر شد، ننشانده است.
عاشورا روز پر شكوه و الهام بخش و پر حماسه‏ اي بود كه انسانهايي والا و روح‏هايي بزرگ و اراده‏هايي عظيم، عظمت و والايي خود را به جهانيان نشان دادند و تاريخ از فداكاري عاشوراييان، روح و جان گرفت و زمان با نبض كربلاييانِ قهرمان و حماسه آفرين، تپيد. كربلا مكتبي شد آموزنده و سازنده، كه فارغ التحصيلان آن، در رشتهء ايمان و اخلاص و تعهّد و جهاد، مدرك و مدال گرفتند و ... عباس از زبده ‏ترين معرفت آموختگان آن دانشگاه بود.

علی گودرزی بازدید : 154 دوشنبه 05 فروردين 1392 زمان : 11:34 نظرات ()

46 گفتار و توصیه اخلاقی

خوشا بحالش… در عصر ما بود، ولی درکش نکردیم…
 
روحش شاد…
 
 
 
آنچه در پی می آید گلچینی از رهنمودها و توصیه های اخلاقی حضرت آیت الله بهجت است که از منابع مختلف انتخاب شده  است.
 
به گزارش جهان با هم آن را از نظر می گذرانیم.
 
 
 
۱) هم جنسی و هم شکلی و اختلاط با کفار، تسلط و حکومت آنها را بر مسلمانان آسانتر می سازد. [در محضر بهجت: ۱/۳۲]
 
۲) اگر بی تفاوت باشیم و برای رفع گرفتاریها و بلاهایی که اهل ایمان بدان مبتلا هستند دعا نکنیم، آن بلاها به ما هم نزدیک خواهد بود.[همان: ۱/۹۷]
 
علی گودرزی بازدید : 149 دوشنبه 05 فروردين 1392 زمان : 11:10 نظرات ()

سخنان حکیمانه1

ارزش اخلاقی ، بسته به تعداد وظایفی است که انسان انجام می دهد. مترلینگ

کسی داناست که می داند هیچ نمی داند. ضرب المثل فلسطینی

هیچ اهرمی همچون بردباری و امید نمی تواند مشکلات را از پیش پایت بر دارد . ارد بزرگ

سعادت دیگران ، بخشی مهم از خوشبختی ماست. رنان

با مردمان نیک معاشرت کن تا خودت هم یکی از آنان به شمار روی. ژرژ هربرت

آن زنده که کاری نکند ، مرده به از اوست . ضرب المثل ایرانی

 

علی گودرزی بازدید : 148 یکشنبه 04 فروردين 1392 زمان : 18:18 نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
به سایت هزارویک پادشاه خوش آمدید . ما را با نظرات ارزشمندتان یاری فرمائید... ***چه زیبا گفت جهان پهلوان پوریای ولی *** یا رب ز تو دل به هر که بستم توبه / بی یاد تو هر کجا نشستم توبه/ صد بار شکستم و ببستم توبه / زین توبه که صد بار شکستم توبه
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    آمار سایت
  • کل مطالب : 170
  • کل نظرات : 21
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 12
  • آی پی امروز : 1
  • آی پی دیروز : 33
  • بازدید امروز : 29
  • باردید دیروز : 234
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 10
  • بازدید هفته : 4,963
  • بازدید ماه : 17,126
  • بازدید سال : 36,424
  • بازدید کلی : 180,652
  • کدهای اختصاصی

    مترجم سایت


    کد لوگو هزارویک مطلب بلاگفا

    هزارویک مطلب

    وبلاگ-کد لوگو و بنر

    کد لوگوهزارویک عکس

    هزارویک عکس

    وبلاگ-کد لوگو و بنر