close
تبلیغات در اینترنت
درست صحبت کنیم!!!
loading...

1001KING

امروزه بسیاری از نظریه‌پردازان و صاحب‌نظران علوم ارتباطات بر این عقیده‌اند که مهارت‌های ارتباطی نقش بسیار مهمی در موفقیت انسان چه در زندگی کاری و اداری و چه در زندگی شخصی آنان دارد. به جرات می‌توان ادعا کرد که یکی از مهم‌ترین دلایل شکست‌هایی که انسان در زندگی خود با آن مواجه می‌شود این است که قبل از اتخاذ تصمیم و مبادرت به انجام یک کار (انتخاب شغل، ازدواج، تربیت فرزند و امثال آن)‌ سعی نکرده است که مهارت‌‌های ارتباطی و رفتاری لازم برای انجام آن کار را کسب کند.پژوهش‌های انجام شده حاکی از آن است که…

درست صحبت کنیم!!!

امروزه بسیاری از نظریه‌پردازان و صاحب‌نظران علوم ارتباطات بر این عقیده‌اند که مهارت‌های ارتباطی نقش بسیار مهمی در موفقیت انسان چه در زندگی کاری و اداری و چه در زندگی شخصی آنان دارد.


به جرات می‌توان ادعا کرد که یکی از مهم‌ترین دلایل شکست‌هایی که انسان در زندگی خود با آن مواجه می‌شود این است که قبل از اتخاذ تصمیم و مبادرت به انجام یک کار (انتخاب شغل، ازدواج، تربیت فرزند و امثال آن)‌ سعی نکرده است که مهارت‌‌های ارتباطی و رفتاری لازم برای انجام آن کار را کسب کند.

پژوهش‌های انجام شده حاکی از آن است که مهارت‌های لازم برای برقراری ارتباط موثر را می‌‌توان از طریق آموزش و تمرین یاد گرفت و البته کسب این مهارت‌ها چندان آسان به نظر نمی‌رسد، در برقراری ارتباط با دیگران چنانچه یکی از طرفین صحبت، پیام طرف مقابل را به خوبی دریافت نکند و نفهمد که منظور طرف مقابل از این پیام چه بوده، ارتباط برقرار شده بی‌حاصل بوده است.
ریشه بسیاری از سوءتفاهمات، رنجش‌ها و اختلافات و همچنین منشأ بسیاری مشاجرات، اختلافات و نزاع‌های خانوادگی، عدم وجود فهم متقابل در صحبت‌ها است.

درواقع می‌توان گفت ریشه بسیاری از سوءتفاهمات، رنجش‌ها و اختلافات و همچنین منشأ بسیاری مشاجرات، اختلافات و نزاع‌های خانوادگی، عدم وجود فهم متقابل در صحبت‌ها است، چراکه یکی از طرفین گفتگو یا بدتر از همه دو طرف گفتگو حرف یکدیگر را نمی‌فهمند و برداشت درستی از پیام‌های ارسال شده ندارند.

درست صحبت کردن و بیان متناسب یکی از مهارت‌های اساسی ارتباطی در برقراری یک ارتباط موفق و موثر می‌باشد. در بیان اهمیت این مهارت ضرب‌المثل‌های فراوانی در ادب فارسی وجود دارد. از آن جمله «تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد» یا «پسته بی‌مغز چو دهن باز کند رسوا شود.» و از همه معروف‌تر ضرب‌المثل قدیمی فارسی: «زبان سرخ، سر سبز می‌دهد بر باد.»

به راستی آیا تاکنون به چگونگی و شیوه صحبت کردن با دیگران فکر کرده‌اید؟

در حقیقت همه ما توانایی صحبت کردن را داریم، اما گاه لازم است برای ایجاد ارتباط یا استمرار ارتباطات خود مهارت‌های صحبت کردن را هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی ارتقا دهیم. برخی از افراد از صحبت کردن با دیگران طفره می‌روند یا نمی‌‌توانند به راحتی سر صحبت را با دیگران باز کنند و روابط موثری با دیگران داشته باشند.

روش‌های ساده‌ای وجود دارد که به شما کمک می‌کند تا بهتر با دیگران ارتباط برقرار کرده و مصاحبت و دوستی آنها را حفظ کنید، مثلا این که به صحبت‌های طرف مقابل علاقه نشان دهید، نظر مخالف و انتقاد خود را طوری بیان کنید که طرف شما ناراحت نشود، به نشانه‌های غیرکلامی وی بیشتر توجه کنید و مهم‌تر از همه این که سعی کنید در صحبت کردن مودب باشید.
صحبت کردن

چگونگی صحبت با افراد متفاوت

در مورد چگونگی صحبت کردن با افراد گوناگون و با ویژگی‌های متفاوت ابتدا باید در نظر داشته باشیم که طرف صحبت ما جزو کدامیک از گروه‌های زیر می‌باشد و بعد با استفاده از رهنمودهای ارائه شده بدانیم که با هریک چگونه صحبت کنیم.

1 ـ تحلیلگرها: معمولا تحلیلگرها تمایل به کمال‌گرایی دارند، به عبارت دیگر آنها دوست دارند همه چیز را درباره یک موضوع بدانند. اطلاعات و تصمیمات آنها معمولا دقیق و عاقلانه است و شاید به همین دلیل آنها در تصمیم‌گیری کند هستند. در ضمن آنها احساسات و عواطف خود را برای دیگران آشکار نمی‌کنند.

بنابراین در هنگام صحبت با تحلیلگرها می‌بایستی:

ـ قبل از شروع صحبت دقیقا بدانید که می‌خواهید درباره چه و چگونه صحبت کنید.

ـ صریح باشید و فقط درباره اصل موضوع صحبت کنید چرا که آنها از وقت تلف کردن بیزارند.

ـ هنگام صحبت با آنها دقیق و واقع‌بین باشید و به آنها فرصت بدهید تا بدانند که شما قابل اعتماد هستید.

ـ با آنها خودمانی رفتار نکنید، سعی کنید رسمی باشید و با صدای بلند نیز حرف نزنید.

ـ آنها را تهدید نکنید و سعی نکنید با چرب‌زبانی از آنها سوءاستفاده کنید.

2ـ صمیمی‌ها: افراد صمیمی به مردم و دوستی با آنها خیلی اهمیت می‌دهند. احساسات افراد را درنظر می‌گیرند و سعی می‌کنند هرطور شده دیگران را ناراحت نکنند. در هنگام صحبت با این دسته از افراد سعی کنید:

ـ گفتگوی خود را با تعریف از آنان شروع کنید به آنان صادقانه علاقه‌ نشان دهید و فورا سر اصل مطلب نروید.

ـ با آنان زیاد درباره آمار و اطلاعات صحبت نکنید چرا که خیلی زود از شنیدن این مسائل خسته می‌شوند و بحث را قطع می‌کنند.

ـ اگر با آنها مخالف هستید، مواظب باشید احساساتشان را جریحه‌دار نکنید.

ـ در حین صحبت با آنها خودمانی و غیررسمی باشید.

3ـ بیانگرها: این افراد دوست دارند اوقات خوشی داشته باشند، پرحرارت و مبتکر هستند و به سختی می‌توانند افرادی را که مثل خود آنها نیستند، تحمل کنند. در هنگام گفتگو و تبادل نظر با بیانگرها به یاد داشته باشید:

ـ به آنها اجازه بدهید که از زمان گفتگو لذت ببرند و بخشی از زمان گفتگو را به مسائل دوستانه و آشنایی اختصاص دهید.

ـ در مورد اهداف آنها و آنچه خوشحالشان می‌کند، صحبت کنید.

ـ در حین صحبت با آنان سرد و بی‌احساس نباشید و برای آنان قانون وضع نکنید.

ـ از آنها بخواهید نظریات و عقاید خود را بیان کنند.

4ـ سلطه‌جوها: سلطه‌جوها افرادی قوی، قاطع و نتیجه‌گرا هستند که گاهی اوقات نسبت به خودشان و دیگران جدی و سختگیر می‌باشند. این افراد معمولا احساسات خود را برای دیگران آشکار نمی‌کنند و از کسانی که وقت خود را با صحبت‌هایی بی‌فایده تلف می‌کنند نیز اصلا خوششان نمی‌آید. در هنگام صحبت کردن با این افراد نکات زیر را در نظر داشته باشید:

ـ فقط به اصل موضوع توجه کنید و درباره موضوعات متفرقه صحبت نکنید.

ـ به طور واضح و منطقی با آنان صحبت کنید.

ـ هنگام صحبت با آنها بی‌نظم و بی‌برنامه نباشید.

ـ سعی نکنید به آنها دستور دهید، چون مخالفت خواهند کرد.

ـ بعد از صحبت درباره موضوع اصلی، فورا آنها را تنها بگذارید.

ملایم کردن صدا در بیان احساسات، هیجانات و حتی ترس نیز موثر واقع می‌شود و اگر همیشه با نرمی و ملایمت صحبت کنید، بهتر می‌توانید دیگران را متقاعد سازید و مخاطب نیز افکارش را بر گفتار شما متمرکز می‌کند

البته تمامی نکاتی که در این مقاله به آن اشاره می کنیم با توجه به آموزه های دینی و فرهنگی ما ، در رابطه با نامحرم ،باید بر مبنای باید و نباید های شرع و عرف مان باشد.

در ذیل به پاره‌‌ای از نکاتی که به کارگیری آنها در صحبت کردن بسیار مهم می‌باشد، پرداخته می‌شود:

به آهستگی و با ملایمت صحبت کنید. به طوری که شنونده به تمامی گفته‌هایتان گوش دهد و معنای صحبت‌هایتان را نیز متوجه شود. اکثر افراد خیلی تند و سریع صحبت می‌کنند و فقط در فکر این هستند که هم نظر و عقیده خود را مطرح کنند و هم نظر مخاطب را جلب کنند، غافل از این که بااین کار مخاطب نمی‌تواند جمله‌هایش را دنبال کند و نهایتا از صحبت کردن با وی خسته می‌شود.

ملایم کردن صدا در بیان احساسات، هیجانات و حتی ترس نیز موثر واقع می‌شود و اگر همیشه با نرمی و ملایمت صحبت کنید، بهتر می‌توانید دیگران را متقاعد سازید و مخاطب نیز افکارش را بر گفتار شما متمرکز می‌کند.هرگز آن طور که خودتان می‌پسندید صحبت نکنید، زیرا ممکن است مایل باشید با صدای بلند صحبت کنید، اما شنونده از صدای بلند شما بیزار باشد. بنابراین باید بدانید که در چه محیطی با مخاطب صحبت می‌کنید و محیطی که در آن به سر می‌برید ساکت است یا شلوغ، با توجه به این مساله تن صدای خود را تنظیم کنید.همچنین هیچ‌گاه به صورت یکنواخت و پی در پی صحبت نکنید زیرا تن صدای شما در این حالت برای شنونده کسل‌کننده می‌شود. سعی کنید با خنده، لبخند، حالت تعجب،‌ شوخی و... به آنچه که بر زبان می‌آورید شکل دهید.

نحوه صحبت کردن شما بیانگر میزان احساساتتان از آنچه می‌گویید می‌باشد به این معنا که وقتی شروع به صحبت می‌کنید،‌ هرجمله‌ای که در صحبت‌هایتان به کار می‌برید، نشان‌دهنده احساسات شما از مساله مورد نظر می‌باشد و دیگران با شنیدن صحبت‌ها و عقاید شما نسبت به آن مساله، به احساسات درونی‌تان پی می‌برند. پس سعی کنید همیشه از کلماتی استفاده کنید که می‌دانید در نگرش و روحیه طرف مقابل اثر مثبت می‌گذارد و او را متقاعد می‌سازد.تعیین حد و حدود شخصی بسیار ضروری است. برخی از افراد در حین این که روابط خوبی با دیگران دارند و با آنان گرم و صمیمی هستند، اما اجازه نمی‌دهند که آنان در زندگی خصوصی‌شان مداخله کنند. با توجه به این مساله، سعی کنید ‌هنگام گفتگو با دیگران، از مسائل خصوصی آنها که ارتباطی به شما ندارد، صحبت نکنید. اگر گوینده و شنونده، هر دو به این قانون ساده احترام بگذارند و در صحبت کردن حد و حدود خود را بشناسند همیشه از بودن در کنار هم و هم‌صحبتی با یکدیگر لذت خواهند برد.
ارتباط با دیگران منحصر به ارتباط کلامی نمی‌شود و افراد در گفتگو با دیگران دانسته یا ندانسته پیام‌هایی را نیز به صورت غیرکلامی به مخاطب ارسال می‌کنند. عواملی چون لهجه، طنین صدا، تاکید و تکیه‌کلام‌ها و عوامل غیرکلامی چون «چشم‌ها»، «حالت چهره»، «وضعیت قرار گرفتن بدن»، «حرکات و اشارات»، «تماس جسمی» و‌ «طرز لباس پوشیدن و‌ آرایش سر و صورت» در درک و فهم مخاطب از پیام‌های ما بسیار موثر هستند

توجه به این نکته نیز ضروری است که برقراری ارتباط با دیگران منحصر به ارتباط کلامی نمی‌شود و افراد در گفتگو با دیگران دانسته یا ندانسته پیام‌هایی را نیز به صورت غیرکلامی به مخاطب ارسال می‌کنند. عواملی چون لهجه، طنین صدا، تاکید و تکیه‌کلام‌ها و عوامل غیرکلامی چون «چشم‌ها»، «حالت چهره»، «وضعیت قرار گرفتن بدن»، «حرکات و اشارات»، «تماس جسمی» و‌ «طرز لباس پوشیدن و‌ آرایش سر و صورت» در درک و فهم مخاطب از پیام‌های ما بسیار موثر هستند ولی متاسفانه بسیاری از افراد در صحبت‌هایشان، به این مسائل بی‌توجه هستند و تصور می‌کنند که درک و فهم طرف مقابل تنها از طریق پیام‌های کلامی حاصل می‌شود.توجه داشته باشید ‌هنگام صحبت کردن استفاده از برخی کلمات برای افرادی که سطح درک پایین یا متوسطی دارند، صحیح نیست. تصور نکنید با استفاده از این‌گونه کلمات می‌توانید هوش و استعداد خود را نشان دهید. استفاده از کلمات تزئینی و مبهم مختص افراد پرگوست، افرادی که زیاد صحبت می‌کنند، زیاد مثال می‌آورند و از کلمات ثقیل و سنگین استفاده می‌کنند، بتدریج، زمان و مکان صحبت را از دست می‌دهند، مخاطب را خسته و خود نیز اصل مطلب را فراموش می‌کنند. پس سعی کنید تا جایی که می‌توانید از جملات کوتاه، مختصر و مفید استفاده کنید تا هم ارزش صحبت‌تان را بالا ببرید و هم رابطه خود را با دیگران گسترش دهید.

هیچ یک از ما با مهارت‌های برقراری ارتباط از مادر متولد نشده‌ایم، بر خلاف تصور اکثر افراد، مهارت‌های ارتباطی، کاملا آموختنی است و آگاهی از این مهارت‌ها به ما کمک می‌کند تا در برخورد با اشخاص مختلف اعم از پدر،‌ مادر،‌ همسر، فرزند، دوست یا همکار موفق‌تر ظاهر شوید.

نحوه و طرز صحبت و تکلم انسانها بيانگر نحوه تفکر و شخصیت آنهاست. ما باید بیشتر مثبت بينديشيم و مثبت بگوييم و انرژي مثبت از خود به ديگران منتقل سازیم.

زبان وسیله‏ی است که موجب بدبختی وهم موجب خوشبختی انسان را فراهم می سازد. اگر انسان زبان خود را در اختیار داشته باشد،وبا نیروی تعقل و تدبیر، آن را به کنترل خود درآورد، و در افاده مطلب قبل از ګفتن اولا آنرا هضم کرده و بسنجد، بطور یقین که از بسیاری مفاسد و گناهان درآمان خواهد ماند.


زبان یکی از اعضای عمدن بدن است که منشأ بسیاری از گناهان و انحرافات در انسان شده میتواند.

از زبان می‏توان برای شهادت حق و ناحق، حفظ آبرو و بی‏آبرویی، دروغ و صداقت، غیبت و سکوت، تهمت و واقعیت استفاده کرد.

انسان بد زبان در نظر دیگران متنفر است و همگان از نیش زبان بد زبان فرار و کناره جویی می‏کنند. با این وصف، سعادت انسان در گرو آن است که از شرّ زبان به خدا پناه ببرد و آن را به کنترل خود درآورد.
زبان وسیله و ابزاري است كه اگر براي خيرونيكي استفاده گرددشخص راحفظ كرده به بهشت مي رساند واگر همین زبان براي شروبدي استفاده گردد، انسان را به هلاكت ونابودي مي كشاند. بنابر اهمیت که زبان در شخصیت انسان دارد، پروردګاربا عظمت ما در ( آیه ۳۳ سوره احزاب در خطاب به همسران پيامبر اسلام محمد صلی الله علیه وسلم میفرماید: « باصداي نرم به گونه هوس انگيزسخن نگوييدكه بيماردرلان درشما طمع كنند (بلكه)برخوبي وشايستگي سخن بگوييد ».

 

سـخـن گـفـتـن بهترين، آسـان ترين و عمومى ترين وسيله ارتباط بين انسان ها بشمار ميرود. انسان با ید همه سعی وتلاش خویش را بخرچ دهد تا در اولين بـرخـورد از ايـن نـعـمـت بـزرگ الهـى بـهـره خوب وسالم ببرد.

میتوان ګفت که سخن گفتن حد اقل دو بعد (بضم ب) زيبايى دارد، يكى محتوا و مفهوم سخن ديگرى ارايـه و ظـاهـر سـخـن. يـك سـخـن گـو در صورتى كه سخنش از محتواى خوب برخوردار بـاشـد، سـخـن پـسنديده بگويد، در يك بعد( بضم ب) زيبايى خواهد داشت و اگر افزون بر محتوا آرايـه زيـبا هم داشته باشد در دو بعد( بضم ب) زيبايى را رعايت كرده است.

 

قرآن كه كلام پروردګار با عظمت است در هـر دو بـعـد در كـمـال زيـبايى قراردارد. بنابر همين منطق است که قرآن را ( احسن الحديث ) يعنى زيباترين کلام مسمی نموده اند.« و الله نـزل احـسـن الحـديـث كـتابا متشابها »( خداى سبحان زيـبـاتـريـن سـخـن را فـرود آورد، كـتـابـى كـه آيـات بـا يـكـديـگـر هـمـانـنـد و نـظارت دارند ) قرآن كه خود زيباترين کلام است به ديگران هم رهنمود مى دهد كه در سـخـن گفتن سخن زيبا و زيبا سخن باشید ) « و قولوا للناس حسنا ) ( با مـردم بـه نـيـكـى سـخـن بـگـويـيـد، و سـخـن نـيـك بـگـويـيـد: قـل لعبادى يقول التى هى احسن ان الشيطان ينزغ بينهم ) ( به بندگان من بگو همواره نيكوترين سخن را بگويند، شيطان آن ها را ودار به ګفتن سخن بد نكند كه موجب نـزاع و دشمنى شود ).

 

قرآن کریم در هيچ حالتی ودر هیچ شرایطی اجازه نمیدهد که مسلمان سخن بى محتوا وبدی را بــزبان آرد. قرآن عظیم الشان در بحث وملاقات با بى دين ها هم اجازه نمى دهد كه یک مسلمان به آنها حرفى بدی به زبان آرد.« ولا تسبوا الذين يدعون من دون لله فيسبوا الله عدوا بغير علم »(باآن كه غير خدا را مى خوانند سخن به زشتى نگشاييد، تا آنان نيز را از روى نادانى به خدا سبحان سخن بدی بزبان ارند ).
پیامبر بــزرګوار اسلام محمد صلی الله علیه وسلم نـمـونـه كـامـل تـجـلى ايـن هـنـر و ادب اسـت.

 

زبــــــان:

طوریکه که ګفته آمدیم « زبان» يـكي از اعضاي برجسته ترین عضو بدن بشمار میرود، وقرآن عظیم الشان با ظرافت خاصی میفرماید:

«الم نجعل له عينين. و لسانا و شفتين »( آيا دو چشمش نداديم، و زبانى و دو لب. )( سوره بلد آيات ۸و۹)وباز در آیه: ۱۰ همین سوره میفرماید: « و هديناه النجدين » (و هر دو راه‏[ خير و شر] را بدو نموديم)، فهم این آیات متبرکه برای ما انسانها مى فهماند كه زبان يكى از ابزار هدايت بشمار میرود.

 ولیما انسانها به این نعمت الهی به سادګی نظر می اندازیم، همانطوریکه که ګفته شد زبان عضومهمی بدن انسان که همه روزه با تمام قوت از استفاده بعمل می آوریم.

زبان، دنیایی بسیار پر رمز و راز دارد که هر چه بیشتر در مورد آن مطالعه و تعمق می کنیم، بیشتر به حساسیت آن پی می بریم.

 

"زبان همچون دیگراعضای بدن، هدیه الهی بشمار میرود. زبان یکی از مهمترین راههای شکر گذاری بشمارمیرود.

کاش ما انسانها به مرحله ای برسیم که زبانمان باعث بدست آوردن دل های دیگران شود نه اینکه با زخم زبان، باعث رنجش دیگران شویم. باید از این نعمت الهی استفاده درست کردن از آن را یاد ګیریم.

 

 زبان وسيله بـیـان تـفکــر:

همان طوریکه ګفته شد، زبان يكى از مهم ترين وسیله ای ارتباطى ميان ما و جهان پيرامون مان بشمار میرود. ما براى برداشتى اصولى و درست از روابط ما به جهان ماحول خود بدان ضرورت داریم.

نقش اساسی زبان را همین تامین رابطه بین انسانها تشكيل ميدهد. ما عمدتا به همین زبان خویش مى توانيم که کلتور وفرهنګ خویش را به مردم جهان معرفی وتشریح نمایم.وتوسط همین زبان هم میتوانیم از کلتور وفرهنګ وازحقوق خویش دفاع نمایم.

زبان وسیله بیان تفکر است و اکثرا برای انتقال افکار یک انسان به انسان دیگری به کار ګرفته میشود. یعنی زبان وسیله افهام و تفهیم است. این افهام و تفهیم و انتقال افکار ممکن است به وسیله گفتن، نوشتن، اشاره و یا لمس انجام شود. پس هر چه وسیله انتقال فکر، یعنی زبان، ساده و ازجانب دیګر دقیق تر باشد، عمل انتقال فکر دقیق تر و راحت تر صورت خواهد گرفت.

یکی ازتفاوت های اساسی بین انسانهاودیګر حیوانات نیز همین زبان است. انسان حیوانی ناطق می باشد و قدرت تکلم را که پروردګار برای ما انسان اعطا فرموده است، یکی از عوامل و امتیاز عمده و اساسی برتری انسان بر حیوان می شود.

 

زبان وسیله برقرار کردن ارتباط انسان ها با یکدیگر است.

زبان توته ی گوشتی است که به هر سمتی آن را بچرخانیم و با هواء فشار دهیم به همان سمت می چرخد. بر ما انسانها است تا بر آن کنترل لازم ودقیق وکامل داشته باشیم، در غیر آن همین توته کوچک ګوشتی اګر بطور دقیق تحت کنترول قرار نګیرد. انسان را به مصیبت های بزرګی مبتلاء خواهد ساخت.

متل مشهور در زبان پشتو بین مردم ما وجود دارد که میګویند: خپله خوله دى هم کلا ده هم بلا. واقعآ همین زبان انسان که برای انسان عزت نصیب می نماید ودر صورت عدم قبظه بدان همین زبان موجب بلا های زیادی برای انسان میګردد.

 

دین اسلام هر گونه ګفتار وعملی را كه لطمه به آبرو، حیثیت و شخصيت افراد جامعه ببار آرد، نه تنها منع نموده بلکه آنرا از بزرگترين گناهان بشمار آورده است.
در قرآن عظیم الشان وسنت پیامبر بزرګوار اسلام در رعایت اين امر تأ كيد بیشتر صورت ګرفته است.
به همين دليل هم است که غيبت، دروغ، توهين، تحقير، سخن چينى، افشاگرى، استهزا، سرزنش،دست انداختن و مسخره كردن ديگران، شهادت کذب و غیره بطور مطلق در دین مقدس اسلام حرام ګردیده است.

همه انبیا ء وبخصوص پیامبر اسلام محمد صلی الله علیه وسلم در عمل به اثبات رسانیده است که موعظه حسنه با زبان نرم و منطقی محلل بسیاری از مشاکل است.

زبان می تواند مشکلات فراوانی را از سر راه ما انسانها دور سازد. انسانها در تجربه دریافته اند که زبان نرم ونیکو می تواند باعث پیوند دو قلب رنجیده از هم شود.

در قرآن عظیم الشان بیشتر از ۲۰ مرتبه از کلمه« لسان» و مشتقات آن که در عربی به معنای« زبان» است، استفاده بعمل آمده است.

قرآن کریم در بعضی جاها از زبان به عنوان عضو و ارگانی در بدن انسان یاد می کند و در جایی از آن به عنوان وسیله ای جهت هدایت انسان ها و یا از تنوع زبان به عنوان نشانه الهی که باعث شناخت است ذکری بعمل آورده است.

 

بطور مثال قرآن عظیم الشان در سوره قصص به تاثیر نفوذ کلام اشاره مینماید. در این داستان آمده است که:

از جمله اولین در خواست موسی علیه السلام پس از مبعوث شدن به رسالت، براى موفقيت در انجام مسوليت خويش، فهم زبان را مطرح می سازد. « و احلل عقدة من لسانى.يفقهوا قولى » ( طه آیات ۲۰-۲۷-و۲۸ ) ( و از زبانم گره بگشاى، تا سخنم را بفهمند.) وباز میفرماید:

 « واخی هارون هو افصح منی لسانا فارسله معی ردءا یصدقنی انی اخاف ان یکذبون ) (قصص ۳۴)

 

( و برادرم هارون که از لحاظ بیان و فصاحت کلام بر من برتری دارد پس استدعا دارم او را برای تصدیق و تائید من همراه من بفرست چون که بیم دارم که مرا تکذیب کنند و من از عهده پاسخگویی بر نیایم).

در برخی از آیات قرآنی به این اشاره شده که در حقیقت صحبت کردن به زبان مردم، باعث فهم بیشتر می شود و در قرآن عظیم الشان آمده است که علت نزول قرآن به زبان عربی که زبان معمول مردم آن زمان بوده است، آن است تا آن را فهمیده و در جملات آن به تفکر بپردازند. « فانما یسرناه بلسانک لعلهم یتذکرون » ( دخان ۵۸ ).

« ( ای پیامبر) ما قرآن را به زبان مادری تو (که زبان عربی است) بیان فرمودیم تا آسان باشد و مردمان معانی را درک کنند و پند بگیرند».

وباز قرآن عظیم الشان در ( آیه ۱۲ سوره احقاف ) میفرماید: « ومن قبله کتاب موسی اماما ورحمة وهذا کتاب مصدق لسانا عربیا لینذر الذین ظلموا وبشری للمحسنین »( و پیش از آن، کتاب موسی که هدایت و رحمت بود و این قرآن مصدق تورات است و به زبان عربی ساده بیان فرموده شده و مقصد آنست که ستمکاران را هشدار و نیکوکرداران را بشارت دهد»‎).

ویاهم همین مفهوم در ( آیه ۴ سوره ابراهیم ) چنین بیان ګردده است: « وما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم فیضل الله من یشاء ویهدی من یشاء وهو العزیز الحکیم » (ما هیچ پیامبری را جز اینکه به زبان قومش تکلم کند به پیامبری مبعوث نکردیم تا بتواند حقایق و مطالب دین را برای آنها به خوبی شرح دهد. پس خداوند هر کس را مصلحت بداند در گمراهی وا می نهد و هر کس را مصلحت بداند هدایت می فرماید و اوست آن بی همتا قدرتمند منشا حکمت).

در سوره قیامت به پیامبر هشدار داده شده که از صحبت کردن با عجله و بدون فکرو قبل از این که کلمات وحی به اتمام رسد، بپرهیزند. ( لا تحرک به لسانک لتعجل به (قیامت ۱۶) ( ای پیامبر) وقتی که آیه در حال نزول است شتابزده آن را بر زبان جاری نساز ( بگذار تا مطمئن شوی که آیه را بطور کامل شنیده ای).

در قرآن عظیم الشان در سوره ( احزاب آیه ۱۹ ) از استفاده زبان برای حرفهای نیش دار و تلخ یاد شده وعلت آنرا، حسودی معرفی داشته چنین میفرماید: «اشحة علیکم فاذا جاء الخوف رایتهم ینظرون الیک تدور اعینهم کالذی یغشی علیه من الموت فاذا ذهب الخوف سلقوکم بالسنة حداد اشحة علی الخیر اولئک لم یومنوا فاحبط الله اعمالهم وکان ذلک علی الله یسیرا » (آنها نسبت به شما حسودند، اما چون خطری نزدیک شود چشمانشان از ترس مانند کسی که مرگ به سراغش آمده در حدقه می چرخد و به تو ( ای پیامبر) برای کمک نگاه می کنند و چون خوف خطر دور شود با زخم زبان به شما مومنان حمله می کنند و آنها بر مال دنیا حریص هستند و آنان کسانی هستند که ایمان نیاورده اند و خدا اعمالشان را تباه گردانیده و این کار بر خداوند بسی آسان است).

همچنان در ( سوره ممتحنه آیه ۲ ) آمده است: « ان یثقفوکم یکونوا لکم اعداء ویبسطوا الیکم ایدیهم و السنتهم بالسوء وودوا لو تکفرون » ( آنها اگر بر شما دست یابند خصمانه با شما رفتار می کنند و دست و زبان به دشمنی علیه شما می گشایند و خیلی مشتاقند که شما را به کفر و کافری بکشانند).

پروردګار ما برای استفاده سالم از زبان واینکه آنرا به دروغ عادت ندهیم وحلال اسلام را توسط زبان برای مردم حرام، وحرام اسلام را برای مردم حلال اعلام نداریم چنین هدایت میفرماید:

« ولا تقولوا لما تصف السنتکم الکذب هذا حلال وهذا حرام لتفتروا علی الله الکذب ان الذین یفترون علی الله الکذب لا یفلحون » ( نحل ۱۱۶ ) (از گفتن حرفهایی بی اساس که زبانهایتان عامل شیوع آن هستند اجتناب کنید و نگویید این حلال است و آن حرام تا حکمی نادرست را به خداوند نسبت دهید، کسانی که بر خداوند دروغ می بندند روی رستگاری را نخواهند دید ).

قرآن عظیم الشان برای مسلمانان هشدار میدهد که نباید از زبان استفاده نادرست صورت ګیرد، زیرا روزی آمدنی است که،وهمین زبان بالای شما شاهدی خواهد داد:« یوم تشهد علیهم السنتهم وایدیهم وارجلهم بما کانوا یعملون»

( در آن روز که زبانها ودستها وپاهایشان علیه آنان در باره اعمالی که مرتکب شده اندشهادت می دهند)( ( نور ۲۴ )

 

حرف زدن را باید از کلام پروردګار آموخت:

در مسأله همنشینی باید جامع‏نگر بود. نه زاهد نمای و ریاکار ونه مانند کسانی که فاقد عفت در کلام باشند. هیچ یک؛ هم‏نشینان خوب، مثبت و سازنده‏ای نیستند. البته در حد ضرورت با همه آنها میتوان سر و کار داشت؛ لیکن برای دوستی و معاشرت باید بهترین‏ها را انتخاب کرد.

اګر قرار باشد که انسان بهترین سخنګوی وصاحب بهترین فصاحت کلامی باشیم، باید فن، آداب وفصاحت کلام را باید در کلام الهی یعنی قرآن عظیم الشان وګفتار پیامبر اسلام محمد صلی الله علیه وسلم جستجو نماید.

کلام الهی از آن جهت دارای اهمیت است که این کلام مهمترین نقشی را در سعادت وشقاوت انسان بجا ء آورده میتواند.

خودقرآن عظیم الشان کلام خویش را زیبایی خاصی با لفظ بیان زیبایی چنین معرفی داشته ومیفرماید: « هذا بیان للناس » ( آل عمران آیه: ۱۳۸ ) گر چه کلمه « بیان » مفهومى وسعیی را در بر میګیرد و بر هر چيزى كه مبين مقصود و مراد انسان باشد اطلاق مى شود، خواه سخن با شد یا کتابت ویا هم اشاره باشد. ولی هدف اساسی وعمده آن کلام وسخن است. به همین بنیاد است که: که دران به آداب سخن ګفتن اشاره بیشتری نسبت به خط وکتابت نموده است.

هستند از انسانهای که کلام وسخن زدن را مسأله ساده‏اى می شمارند، ولی اګر به فهم سخن زدن وصحبت کردن کمی تعمق کنیم در خواهیم یافت كه اين امر از پيچيده‏ترين و ظريف‏ترين اعمال انسانى بشمار رفته که باید دقت تام در مورد آن صورت ګیرد.

 

کلامی که جوابش ناخوشایند است نباید ګفت:

 طریقه صحبت کردن خوب ومنطقی موجب آن میګردد که شما تاثیری خوبی وموثری بر جانب مقابل بګذارید واز اعتبار خوبی در بین جامعه خویش بر خورد دار ګردید. ولی کلامی که جوابش شما را نا رحت می سازد از ګفتن آن صرفنظر کنید.

علماء کلام بدین باوراند که کوشش کنید برای صحبت خویش مقدمه مختصری پیش بینی کنید، کوشش کنید اظهار مقدمه شما چنان دارایی محتوا باشد که شنونده هدف شما را در ک نماید.

درمقدمه صحبت باید چنان سبک ومهارتی بکار ګرفت شود که در ختم مقدمه جانب مقابل جلب ودر نهایت امر جذب ګردیده و کلام شما تاثیری خوبی در او بجا ء ګذارد.

مطالبی که بيان میګردد بايد مرتبط با يکديگر باشند، نه اين که در مقدمه به نکاتي پرداخته شود که در آخر بحث، هيچ نتيجه اي از آنها گرفته نشود.

در حین صحبت کردن کوشش کنيد ارتباطي ميان خود و شنونده ايجاد کنيد، تا در بین شما موج مثبتي ايجاد شود و فضاي دلنشين و مطلوبي بین شما وشنونده ومجموع ګفتار شما بوجود آید.

همیشه کوشش کنید که در حین صحبت کردن مؤدب و با نزاكت بـاشيد.

 

هيچگاه به کسی دشنام ندهيد!

دشنام دادن در شرع اسلامی بصورت مطلق ممنوع است، اګر شما بجای صحبت کردن برای دیګران آغاز به دو زدن وناسزا کنید مطمین باشید که امکا ن ابراز نظر خویش رااز دست میدهد، ووضع چنان پیش می اید که حتی از صحبت کردن نورمال هم باز می مانید.

قرآن عظیم الشان ما مسلمانان را ازدو زدن و ناسزاگفتن منع فرموده وآنرا مورد نهى قرار داد است. « و لا تسبّوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا عدوا بغير علم» ( سوره انعام، آیه ۱۰۸ ) ( آنان كه جز خدا مى خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روى دشمنى و به نادانى خدا را دشنام مى دهند. ).

در روایتی آمده که پیامبراسلام به صحابه کرام فرمود که به والدین خویش دشنام ندهید. پرسیدن چطور به والدین خویش دشنام میدهیم. فرمودند: همینکه به والدین کسی دشنام میدهید مانند اینکه به والدین خویش دشنام داده اید.

 

کنترول آواز در حین صحبت:

هنگامي كه با دیګران مصروف صحبت هستید، حد اعظمی کوشش بعمل آورید تا صدای شما از حد معمول بلند نشود، در صورتیکه صدای شما بلند باشد این عمل باعث بالا رفتن سطح استرس ميان شما وجانب مقابل، میان شما وشنوندګان وحتی شخص خود شما میګردد. بـلند صحبت كردن بيانگر و نشانه عمده آن است كه شما قادر به بحث منطقي با ديگران نـيـستيد و عجز شما را در استدلال معقولانه نشان مي دهد و شنوندګان به این نتیجه میرسند که شما میخواهید مطلبی خویش را با توسل به زور و خشونت به كرسي بنشانيد.

پيامبربزرګوار اسلام محمد صلی الله علیه وسلم آرام و آهسته ګپ می زد و هيچ وقت چیغ نمی زد وصدا خویش را بلند نمى‏كرد. وحتی مجالس آن حضرت نيز از چنان آرامشى‏برخوردار بود. سایرین هم در مجالس پیامبر صلی الله علیه وسلم به آواز بلند صحبت نمی ګردند. «و اغضض من صوتك‏» و دستور هم همين بود كه‏كسى صدايش را بالاتر از صداى رسول الله نكند «لاترفعوا اصواتكم‏فوق صوت النبى‏» و چون خود پیامر آهسته و آرام سخن مى‏گفت لذا مجلسش بسيار آرام و باوقار بود وتاثیر بسزای به صحابه خویش داشت.
 

كنترل بر اعصاب در حين صحب:‌

در حین صحبت کردن اګر شما كنترل اعصاب خود را از دست دهید، مطمین باشید هدف که برای صحبت خود تعیین نموده اید، به دست نخواهید یافت.

در صورتیکه شما كنترل احساسات و هيجانات خود را از دست دادید مطمین باشید که احساسات دیګران را جلب نخواهید کرد. کوشش کنید در حین صحبت همیشه خونسرد و آرام باشید، میدانـم که کنـترول اعصاب در بــرخـــی از موارد بخصوص در مقابل برخی از انسانها، کاری ساده وآسانی نیست. ولی یقین داشته باشید، که به زحمتش می ارزد.

 

درحین صحبت کردن به ديگران آبرو کک وچشمک نزنید:

در حین صحبت با دیګران يكسره به يكنفر خـيـره نشويد واز آبـرو زدن وچشمک زدن باید جلو ګیری کنید. بــخاطـــر اینکه این نوع از حرکات شما نوعي تعرض به ديگران محسوب مي گردد. شـما كه نمي خواهيد بي جهت ديگران را مرعوب خود سازيد؟

پیامبر صلی الله علیه وسلم در هنگام سخن گفتن، به همه افراد مجلس بطور يكسان نگاه ‏مى‏كرد. « و كان يساوى فى النظر والاستماع للناس‏» باید ما هم در حین صحبت وملاقات ها این نقطه را جدآ در نظر داشته باشیم که باید یکسان و مساوى درحال حرف زدن به اين طرف و آن طرف نگاه کنیم، زيـرا اين نكته‏ ظــريف اخلاقى است كه در نگريستن به افراد(هنگام صحبت كردن)انسان‏فـرق بين اين و آن نمی گذارد و همه را به يك چشم می بـیند.

 پیامبر اسلام شخصیت بود: « و كان يجالس الفقراء ويواكل المساكين‏» (او نه تنها بامالداران و دارايان مجالست مى‏كرد بلكه با فقرا ومساکین نيزهمنشين بود. ).

حتی در روایات اسلامی آمده است که پیامبر اسلام از نشستن با فقرا بيشتر لذت مى‏بردو اگر با ثروتمندان مى‏نشست‏به خاطر هدايت كردن آنان بود نه روی هدف دیګری.

 

صحبت جانب مقابل را قطع نكنيد!

پيش از آنكه اظهار عقيده اي بكنيد، اجـازه دهـيـد صـحـبت ديگـران بـه پايان برسد.

ميان صحبت كسي نه پرید، پريدن نشانه بي نزاكتي و عدم برخورداري از مـهـارت هاي اجـتـمـاعـي بحساب می آید. اگر نمي خواهيد خودبين و از خود راضي به نظر آييد، هيچگاه صحبت كسي را قطع نكنيد و هرگاه ناچار بـه انـجـام ايـن كـار شـديـد، گـفـتـن جـمله «معذرت مي خواهم» را از ياد نبريد.

مـؤدب بـودن بـه مـفـهـوم آن اسـت كـه بـراي موقعيت، عقايد و احساسات ديگران احترام قائل شويم.

پیامبر صلی الله علیه وسلم « لايقطع على احد كلامه‏» هرگزسخن كسى را قطع نمى‏كرد و تاشخصى مشغول سخن گفتن بود، به او خوب گوش مى‏داد و پس از تمام‏شدن سخنش آرام بجوابش می پرداخت.

پیامبر صلی الله علیه وسلم چنان اصحابش را تربيت كرده‏بود كه هرگاه لب مباركش به سخن وا مى‏شد، تمام حاضران ساكت‏مى‏شده و سراپا گوش مى‏شدند. و هرگاه‏سخن آنحضرت تمام مى‏شد بدون آنكه سخنانشان با هم تزاحم كند، با هريك به نوبت‏حرف مى‏زد.

رسـول الله (صـلى الله عـليـه و آله ) سخنش عميق و با محتوا و انيق و زيبا، سنجيده، به مـورد، مـوجـز و رسـا بود. اضـافـه گـويـى و كـاسـتى در سخن اوجای نداشت « و كان رسـول الله (صـلى الله عـليـه و آله ) يـتـكـلم بـجـوامـع الكـلم لا فـضـول و لا تـقـصـيـر» پیامبر صلی الله علیه وسلم از کلام بـيـهـوده مـى پـرهـيـزد: ( كـان رسول الله (صلى الله عليه و آله ) يخزن لسانه الا عما يعنيه ) (آداب سخن را كـاملا رعايت مى كرد. و حتى با كسى سخن را به پايان نمى برد تا آن كه طرف پايان ببرد: ما فاوضه احد فى حاجة او حديث فانصرف حتى يكون هو الذى ينصرف مـانـازعـه احـد قط لحديث فيسكت حتى هو الذى يسكت (سخن را ادامه مى داد تا طـرف از ادامـه آن صـرفـنـظـر كند.)

پیامبر اسلام شمرده و آرام سخن مى گفت (اذا تكلم تكلم وتـرا )) او در گـفـتـار صـراحت لهجه و صدق در سخن داشت، (اصدق الناس لهجة )در سخن گفتن سطح درك و فهم مخاطب را در نظر مى گرفت: انا معاشر الانبياء امرنا ان نـكـلم النـاس عـلى قـدر عـقـولهـم او شـيـريـن سـخـن بـود در عـيـن حال كه سخن عميق و زيبا و حق می زد،مزاق میګرد ولی در همان مزق اش هم به غير از حـق سـخـن نـمـى گـفـت:.پیامبر اسلام فـصـيـح تـريـن سـخـن را داشت و لحن سخن او جالب و جاذب و شـيـريـن بـود. بـا صـداى كوتاه سخن مى گفت كسى را با سخن خویش نمى رنجاند:.

 

احـــتـــرام به دیـــــګران:

‌شما بايد همانطور كه دوست داريد مورد احترام ديگران قرار ګیرید، خودتان نيز به ديگران احترام بگذاريد. متأسفانه جوانان امروزی ما طوری تصور میکنند همه چيز را مي دانند و از همه چيز باخبر هستند وبه اصطلاح خود را عـقـل كل مي دانند اما همیشه وضع چنین نیست.

 

عدم تمسخر به اشتباهات ديگران:

خنده ګردن به دیګران یکی از بدترین حرکاتی است که انسان آنرا انجام میدهد. هـنـگـامـي كـه شما اشتباهي مرتكب مي شويد يا خرابكاري مي كنيد، تنها انتظاري كه از ديـگران داريد اينست كه اشتباهات و خطاهاي شما را به رويتان نياورند و از آنها چشم پوشي كنند. از آن مهمتر شما را به واسطه آنها مو/PP dir=rtl style=رد تمسخر قرار ندهند.

 

وقت شناس باشید:

مهمترین نقطه که در یک ملاقات بخصوص ملاقات های دیپلوماتیک مهم واساسی است هما نا شناخت وقت است. باید کوشش بعمل آید تا مطابق پرتوکول از وقت تعیین شده صحبت اضافی بعمل نیاوریم. عدم مرعات وقت در روابط دیپلوماتیک موجب بی نزاکتی های دیپلوماتیک میګردد. ما باید احترام وقت دیګران را داشته باشیم.

درملاقات ها باید مطابق وقت موعده به جلسه و یا محل قـرار مـلاقـات هـا، حاضر شویم تاخیر در رسیدن به وقت ملاقات از اهمیت شما واز اهمیت صحبت تان می کاهد.

 

حفظ اسرار شخصی در حین صحبت:

آبرو، شرافت، صداقت و بصيرت بـزرگـتـريـن و مـهـمـتـرين عـامـل براي حفظ اعتبار يك فرد بشمار میرود. جزئيات زندگي شما بايد محرمانه باقي بمانند، کوشش نکنید چیزی ضرورت آن دیده نمیشود که به دیګران ګفت آن را نباید ګفت.

 

عدم فخر فروشي:

کوشش کنید که درحین صحبت کردن لاف نزنید، طوریکه میدانید دنیا امروزی انسان لافوک راخوش ندارد.افتخار به آبا واجداد، قوم ونصب خوب است، ولی آنرا نباید به روی مردم ګشید.

 

عدم دیدن به ساعت بطور متواتر:

 هنگامي كه در محفلي نشسته باشید، ویا هم با کسی ملاقات داشت باشید ویا هم مصروف صحبت باشید نباید به ساعت خود نگاه کنیم، مگر در حالتیکه بـلافـاصله قصد ترك آن محل را داشته باشيد. اګر انسان در حین ملاقات متداومآ به ساعت خود نگاه کند، برداشت جانب مقابل از این حرکت اینست که: شما دیګر از صحبت کردن وملاقات خسته و بي حوصله شده ايد ونمی خواهید دیګر صحبت جانب مقابل را استماع کنید. این عمل در عرصه دیپلوماتیک مفاهیم خوبی ندارد. شخص مقابل حاضر نمیشود دیګر با شما ملاقات کند. این حرکت ها زیاتر وقت موجب سردی روابط بین البلدین هم میګردد.

 

در حین صحبت طف دهن را باید در کنترول داشت:

هست موارد که حین صحبت کردن تف دهان بعضی انسانها باد میشود. باید تلاش کرد که چنین نه شود. این حالت سبب اذیت شنونده و مقابل میګردد و مناسب نیست.

در صحبت کردن ګرفتن فاصله، کنترول آب دهن، وبوی دهن مهم بوده وتاثیری خوبی به جانب مقابل می ګذارد. توجه به نظافت دهن قبل از ملاقات امر کاملا ضروری و خوب است.

در روایات اسلامی آمده است که: هرگاه پيامبر صلی الله علیه وسلم مى‏خواست‏به مجالسی حاضر شود، وملاقاتی با مردم داشت، خود را طبق موازين اسلامى آرايش مى‏داد، موهاى خود را شانه مى‏زد و حتی چنين روایاتی هم است که «و كان ينظر فى المرآه و يتمشط‏» پیامبر صلی الله علیه وسلم نه تنها لباس پاک ونظیف ومرتب مى‏پوشيد بلکه محاسن مبارك اش را شانه مى‏زد. همیشه خوش بوی وعطر استعمال میګرد. پیامبر صلی الله علیه وسلم خوش بو،بود و بوى خوشش دوست و دشمن را بخود جذب مى‏كرد. خود پیامبر اسلام میفرماید:«ان الله يحب من عبده اذا خرج الى اخوانه‏ان يتهيا لهم و يتجمل‏» خداوند دوست دارد كه بنده‏اش هرگاه‏مى‏خواهد با برادرانش ملاقات كند، خود را آماده كند و براى آنهاآرايش نمايد.

فن تاثیر صحبت بادیګران

 

در این بخش روی نکاتی تماس خواهیم ګرفت، تا حد امکان با رعایت آن ما فرصت خواهیم یافت تا در صحبت های تاثیر مثبت را به شنوینده خود بعمل آورده باشیم.

خواننده محترم!

 طوریکه قبلآ تذکر یافت در قرآن عظیم الشان و احادیث نبوی براى سخن گفتن وکلام آدابى مطرح شده كه با رعایت این آداب، امکان آنرا به انسان مساعد می سازد تا، در صحبت های تأثير صحبت مثبت را ملاحظه نماید.اولین نقطه در این تاثیر ګزاری موضوع فصاحت کلام مطرح بحث است.

 

فصاحت کلام:

در حدیث شریف آمده است: « الفصاحة زينة الكلام، فصاحت زینت زبان و کلام است وبه اصطلاح فصاحت زبان و کلام را زينت می بخشد.

 

 فــصاحـت: در لغت به معنى خلوص چيز ی را میګویند. و در اصطلاح، كلام فصيح عبارت از کلامی است که عارى از انواع تعقيدات باشد. هرگاه كلام که از تنافر حروف، غرابت حروف، كراهت در سمع خلاف قياس صرفى، تنافر كلمات مجتمع و ضعف تأليف عارى باشد، ګفته میتوانیم که فصاحت کلام بوجه احسن آن حاصل ګردیده است..

هرگاه متكلم و ګوینده داراى ملكه‏اى باشد كه بتواند هدف خویش را به خوبی و با رساترين تعابير ادا كند، فصيح ناميده مى شود. وکلامش در مخاطب اش دارای تاثیر است.

در قرآن عظیم الشان در داستان موسی علیه السلام به موضوع فصاحت کلام چنین اشاره بعمل آمده است. زمانیکه موسی علیه السلام برای ماموریت الهی توظیف میګردد. موسى علیه السلام از پروردګار خود می طلبد تا برادرش هارون را جهت فصاحت كلامش که پروردګار نصیب او فرموده است، بحیث همکارش توظیف فرماید.« و اخى‏ هارون هو افصح منى لسانا فارسله معى( قصص، 28 / 34) ( برادرم هارون از من زبان فصیحتری دارد. پس او را با من منحیث دستیار وهمکارم یکجا گسيل بدار).

علما ء بدین عقیده اند که ) بهترين سخن آن است كه گوش را اذيت نكند و فهم را به زحمت نيندازد ) مقام ومنزلت فصاحت در کلام تا حدى است كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود ه است: « جمال الرجل فصاحة لسانه، جمال مرد رسايى زبانش مى باشد.

 

بــــلاغـــت: دومین نقطه در تاثیر ګزاری کلام، بلاغت کلام است. بلاغت در لغت به معناى وصول و انتهاست؛ و در اصطلاح عبارت است از مطابقت كلام با مقتضاى ( مقتضی) حال و مقام، به طور مثال در مقام تأكيد، ايجاز و يا اطناب سخن، رعايت هر يك را بنمايد.

بسيارى از ناهنجارى‏هاى سخن ناشى از عدم رعايت موقعيت كلام است. در( سوره نسأ آیه: ۶۳ ) درباره منافقين آمده است: «فاعرض عنهم و عظ هم و قل لهم فى انفسهم قولا بليغا» از آنان روى بر تاب و پندشان ده و با آنها سخن رسا بگوى.

بلاغت در سخن حتى شامل پرهيز از سوال نامناسب هم خواهد شد، در آيه 101 سوره مائده مى خوانيم: «يا ايها الذين آمنوا لا تسألوا عن اشيأ أن تبدلكم تسؤكم» اى اهل ايمان از چيزهايى كه اگر براى شما آشكار گردد شما را اندوهناك مى كند مپرسيد.

از امام على عليه‏السلام نقل شده كه فرموده: لا تتكلمن اذا لم تجد الكلام موقعا(4) البته نبايد هنگامى كه براى كلام زمينه نيست سخن گفت.

اقتضاى بلاغت در سخن آن است كه محدوده كلام نيز به تناسب موقعيتها رعايت گردد.

در كلام امام على عليه‏السلام آمده است: الكلام كالدوأ قليله ينفع و كثيره قاتل(5) سخن همچون داروست، اندكش سود مى بخشد و فراوانى آن كشنده است.

 

حفظ نرمی وملایمت زبا ن: سومین نقطه در تاثیر ګزاری کلام،مراعات کردن نرمی وملایمت کلام است، کلامی که نرم وملایم باشد تاثیر قوی بر جانب مقابل می ګذارد. تأثير لحن ملايم تا بدانجاست كه خداوند به موسى و هارون مى گويد: «قوله له قولا لينا لعله يتذكر او يخشى » ( سوره طه آیه ۲۰ / ۴۴ ) ( با او سخنى نرم گوييد شايد كه پند گيرد يا بترسد. )

رمز موفقیت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم عليرغم نبود امكانات وسیعی در فن نرمی کلام وملایمت نهفته بو د:

« فبما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظاً غليظ القلب لا نفضوا من حولك» ( آل عمران آیه ۱۵۹ ) ( پس به بركت رحمت الهى با آنان نرمخو شدى و اگر سخت دل بودى قطعا از اطرافت پراكنده مى شدند ).

 

سدید بودن کلام: چهارمین نقطه در تاثیر ګزاری کلام، سديد بودن كلام است، این بدین معنا است هر چه که كلام انسان با عقل و منطق و استدلال بيشتراستوار باشد ميزان استحكام آن بيشتر خواهد بود. هر چه استحكام كلام بيشتر باشد ثبات و بقأ آن بيشتر خواهد بود. اصولاً قرآن به دليل آنكه سخنش يا با عقل همانگ است و يا با فطرت، از استحكام و استقامت خاصى برخوردار است. قرآن عظیم الشان در سوره احزاب آيه ۷۰ و ۷۱ در مورد سدید بودن کلام چنین میفرماید:

« يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و قولوا قولا سديدا. يصلح لكم اعمالكم و يغفر لكم ذنوبكم » ( اى مؤمنان از خدا پروا داريد و سخنى استوار گوييد تا اعمال شما را به اصلاح در آورد و گناهانتان را ببخشايد. ) گويا از آثار سخن محکم، اصلاح اعمال و تطهير انسان از گناه خواهد بود.

 

سهل وآسان بودن کلام: پنجمین نقطه در تاثیر ګزاری کلام، سهل وآسان بودن کلام است. به هر اندازه که کلام انسان ساده واسان باشد به همان اندازه فهم وتاثیر آن بجانب مقابل وشنوینده سهل وآسان است.

قرآن عظیم الشان در سوره ص آیات (۳۷/ ۸۶ ) میفرماید: « قل ما اسألكم عليه من اجرو ما انا من المتكلفين.»

 ( بگو من مزدى بر رسالتم از شما طلب نمى‏كنم و اهل تكلف و تصنع نيستم.) همچنان در حدیث پیامبر اسلام اآمده است که میفرماید: « نحن معاشر الانبيأ و الاوليأ برآ من التكلف » ( ما گروه انبيا و اوليا از تكلف و زحمت بيزاريم.

از آداب سخن آن است كه همراه با سهولت و آسانى باشد. قرآن، خود را به اين صفت، موصوف كرده، ومیفرماید:

« و لقد يسرنا القرآن للذكر فهل من مدكر » ( سوره قمر، آیات ۴۰ /۵۴ ) ( و قطعاً قرآن را براى پند آموزى آسان كرديم. پس آيا پند گيرنده‏اى هست؟ از فحوای اين آيه متبرکه چنین استفاده بعمل می آید كه سهولت در كلام، خود عاملى است براى يادگيرى آسان و مقبوليت در سخن و لذا قرآن دستور مى دهد را با آسانى ادا كنيد: «فقهل لهم قولا ميسورا» ( سوره اسزآ، یه آیات ۱۷/ ۲۸ ) ( و با ايشان با ملايمت سخن بگو. )

 

لغو نبودن کلام: ششمین نقطه در تاثیر ګزاری کلام لغو نبودن کلام است، این بدین معنی است که آن کلام قابل اعتنا نباشد. همان سخنى كه از روى فكر و تأمل صادر نشود كه به منزله صداى گنجشكان است. و گاه به هر كلام قبيح نیز لغو گفته مى شود.

قرآن عظیم الشان در اوصاف بهشت میفرماید: « لا يسمعون فيها لغوا و لا كذابا » (سوره نبأ، 78 / 35) در آنجا نه بيهوده‏اى شنوند و نه يكديگر را تكذيب كنند.

همچنين در اوصاف مؤمنان مى خوانيم:«و الذين هم عن اللغو معرضون» (مؤمنون، 23 / 3) آنان كه از سخن بيهوده رويگردانند.

از موارد استعمال كلمه لغو مى توان چنين نتيجه گرفت كه يكى از آداب سخن آن است كه كلام، همراه با نوعى فكر و مقبوليت باید ادا وصورت ګیرد.

 

معروف بودن كلام:هفتمین نقطه در تاثیر ګزاری کلام معروف بودن کلام است.براى هر كارى كه بواسطه عقل يا شرع، حسنش شناخته شده باشد و منكر آن است كه به واسطه اين دو مورد انكار قرار گرفته باشد.

معروف گاه صفت فعل قرار مى گيرد، آن گونه كه از آيه « و أمر بالعرف» (اعراف، 7 / 199) فهميده مى شود. و گاه صفت كلام قرار مى گيرد. يعنى يكى از آداب سخن آن است كه كلام متكلم بايد از نظر عقل و شرع تحسين شده باشد. آن گونه كه از آيات « و قلن قولا معروفا » (احزاب، 33 / 32) و« قول معروف » (محمد، 47 / 21) فهميده‏مى‏شود.

 

حسن مطلع و حسن ختام: وهشتمین نقطه در تاثیر ګزاری کلام حسن مطلع وحسن ختام کلام است، این بدین معنی است که آغاز سخن و انجام سخن وکلام باید با نام پروردګار باشد. المانی ها مثل معروف دارد که میګویند: ( اخرش اګر خوب باشد این بدین معنی است که همه اش خوب بود. )

هموطنان و خواننده ګان ګرامی!

 درین ارتباط به جاء بود تا تماس های درمورد شخص نیک نګر ( اوپتیمست) وطرق تعابیر و افاده های خوشبینانه مثبت آن و شخص بد نګر ( پسیمیست) و افاده های بدبینانه و منفی آن میداشتم. اما جهت طول بحث از آن خود داری میکنم.

همچنان تأکید میدارم که بخش از سفارش های و رهنمایی های فوق دقیقا به شرایط خاص وضعیت، طرف و حالت متقابل، سطح برداشت و اندازه و توان آخذه و کفایت وفهم طرفین، وضع موجود و و دها موارد و شروط با تشخیص مشخص از وضع فرق کرده میتواند که باید حین افاده ها و اظهارات جدا به صورت انفرادی نیز در نظر ګرفته خواهد شد.

چندی پیش من در مهمانی شامی در یکی از مجلل ترین رستوران ها شرکت داشتم. همه مهمان ها در بهترین وضعشان بودند. طلا, جواهر, آرایش و….

آخرین خانمی که وارد شد, همه را مغلوب کرد چنانکه یک طاووس کلاغی را مغلوب کند.تمام حرکات و سکنات او در بالا ترین حد خود بود که باعث رشک همه خانم های مجلس شد.

متاسفانه نه تنها ظاهر او همانند طاووس خیره کننده بود, وقتی دهانش را باز کرد صدایش هم همانند طاووس بود.

در سمت راست من آقایی  که ناشر مجله مد بود نتوانست خنده خود را ازدیدن این صحنه کنترل کند. من به رو به او کردم و گفتم همه اش تقصیر شماست.

او متحیرانه پرسید” تقصیر من؟” , از کجا به این نتیجه رسیدی؟

به او گفتم چون ماه بعد از ماه و سال بعد از سال, مجله شما در مقابل چشمان خانم ها رژه می رود و تبلیغ عطر, لوازم آرایش, کلاه گیس,و…. می کند. ولی هیچ وقت به آنها نگفته اید که چقدر جذاب تر می بودند اگر همان توجهی که به ظاهرشان دارند را به گفتارشان هم می داشتند.

شما به مردان هم توصیه مد روز می کنید ولی چرا نمی گویید جذابیت مرد بیش از برش لباسش به کیفیت صحبتش بستگی دارد.

ناشر از من پرسید “ولی آیا یک شخص میانسال می تواند عادت گفتاری اش را عوض کند؟”

پاسخ دادم “چرا نه؟” من می توانم به دوست آن طرف میز چند نکته بگویم که گفتار او را به اندازه ظاهرش زیبا کند. دلیلی وجود ندارد که یک شخص معمولی نتواند به گوینده ای جذاب تبدیل شود.

ناشر به من گفت اگر می شود به مردم کمک کرد و شما راه آن را می دانید چرا کاری نمی کنید؟

به او گفتم خواهم کرد

و این سر آغاز نوشتن کتاب گفتار می تواند زندگی شما را عوض کند شد.

چند نکته جالب از کتاب فوق:

  • مطمئن شوید به صحبت خود پایان دهید قبل از آن که شنودگان به شنیدن خود پایان دهند.
  • چیزی که می گویید مهم نیست. نحوه گفتن آن مهم است.
  • اگر مجرد هستید, نحوه گفتار شما  تعیین می کند که آیا هیچ وقت ازدواج کنید و اگر متاهل هستید که به همین منوال بمانید.
  • قضاوت مردم بر شما از نحوه صحبت تان است.
  • ضعف در صحبت شما را در زندگی اجتماعی, کاری و خانوادگی زمین گیر می کند و گفتار جذاب در های موفقیت را بر شما خواهد گشود.
  • یک آیینه به شما در باره ظاهر سخنرانِ شما خواهد گفت.
  • به جز وقتی که رازی را می گویید, نجوا نکنید.
  • صدای یکنواخت مانند نقاشی سیاه وسفید است.از رنگ های متنوع در گفتار خود استفاده کنید.
  • سرعت صحبت را متعادل نگه دارید. سرعت زیاد باعث از دست دادن موضوع و سرعت کم باعث گوش نکردن شنودگان می شود.
  • روی تیک های گفتاری خود مثل “توجه می کنید؟” و یا ” به عقیده من” کار کنید.
  • از ضبط صوت برای پیدا کردن اشکالات گفتاری خود استفاده کنید.
  • با لب هاد شاد صحبت کنید نه مرده.
  • درست تلفظ  کنید.
  • لحن بد بهترین ایده ها را نابود می کند و لحن خوب عرصه را به بد ترین ایده ها باز می کند.
  • گفتار مناسب شما را به بهترین شرایط ممکن برای شما می کشاند.
  • تو دماغی صحبت کردن شما را منفی, مرده و بی احساس جلوه می دهد.
  • هنگام صحبت از تون بالا شبیه به جیغ استفاده نکنید.
  • جویده جویده حرف نزنید. و اگر از کلمات غیر متعارف استفاده می کنید مطمئن شوید صحبت شما برای شنونده مفهوم است.
  • با نگاه به شنوندگان می توانید بفهمید که آیا آنها  گیج , بی حوصله, عصبی و یا خسته شده اند.
  • هنگام صحبت شما می توانید با چشمان و حرکات دست و صورت تان هم با شنونده صحبت کنید.

پاورقی:

اگر دوست مترجمی علاقه مند است آن را برای استفاده ما ایرانیان ترجمه کند و یا حداقل گزیده های آن را برای خوانندگان آدابکده کار کند. ای کاش این گونه کار ها را سالها پیش کرده بودیم  تا امروز از سخنرانی ی سخنرانان مان بیشتر لذت می بردیم.

 

 در مقاله پیش خواندیم که ...

وقتی لب به سخن باز می کنیم، اغلب احساس می کنیم که صرفاً حرف می زنیم! اما سخن ما و طرز ادای آن از دایره امکانات وسیعی انتخاب می شود و دیگران نیز به این انتخابهای ما درست به همان شکل که به لباسهای ما واکنش نشان می دهند و آن را نشانه شخصیت و طرز تلقی ما می دانند، واکنش نشان می دهند. مثلاً پوشیدن کت و شلوار می تواند نشانه لباس پوشیدن رسمی یا نشانه احترام قائل بودن برای یک موقعیت باشد، حال آن که استفاده از یک پوشش بسیار عادی، نشانه خودمانی تلقی کردن یا جدی نگرفتن به شمار آید. شخصیت هایی نظیر رسمی یا خودمانی، آراسته یا ناآراسته و طرز تلقی هایی مانند احترام قایل شدن یا نشدن با طرز سخن گفتن نیز مشخص می شوند.

در هر صورت آنچه مسلم است آن است که هر حرفی باید به شکلی زده شود. هر سخن لحن، سرعت، مکث و بلندی خاص خود را دارد. ممکن است قبل از صحبت بدانیم یا ندانیم چه باید بگوئیم یا چه می خواهیم بگوئیم، مگر اینکه شرایط جلسه، حالت مسلم و مشخص داشته باشد. در عین حال هیچگاه قبل از سخن گفتن، تصمیمی بر اینکه کجا صدا را بلند یا کوتاه باید کرد و یا کجا تند یا سریع باید حرف زد، گرفته نمی شود. چون رعایت و به کار بستن تمامی این نکات بستگی به موقعیت دارد، اما همه عواملی است که ما منظور گوینده را درک می کنیم و در باره طرز فکر خود نسبت به نظرات یکدیگر تصمیم می گیریم.

سبک گفت و گو هرگز موضوعی فوق العاده و اضافی بر گفت و گو نیست بلکه بخش اصلی و جدانشدنی از آن است. جنبه های سبک گفت و گو، ابزار اولیه آن گفت و گو هستند. نشانه ها و علایم مهم در سخن گفتن، سرعت حرف زدن مکث ها و بلندی صداست که جملگی آنچه را ما آهنگ صدا و صحبت می شناسیم مشخص تر می سازند.

این نشانه ها در تمهیدات زبان شناسی به کار می روند که اساس صحبت و گفت و گو را شکل می دهند. مجموعه ای که نوبت گیری در گفت و گو، بیان نقطه نظرها و اینکه در جریان صحبت و گفت و گو چه می کنیم (گوش می دهیم، علاقه مندیم، قدرشناسی می کنیم، رفتار دوستانه داریم، انتظار کمک داریم یا پیشنهاد کمک می کنیم و ...) را مشخص ساخته و نشان می دهند که به هنگام گفت و گو، در چه اندیشه ای هستیم.


نشانه ها، سرعت و مکث در صحبت

سارا سعی داشت با همسر جدید سعید، در گفت و گو را باز کند. اما به نظر می رسید که مینا (همسر سعید) حرفی برای گفتن ندارد! در حالی که سارا احساس می کرد مینا حوصله گوش دادن به حرفهایش را ندارد، مینا به سعید گفت که سارا فرصت حرف زدن به او نمی دهد! که در حقیقت مشکل موجود با انتظار در باره سرعت و مکث کردن ارتباط داشت نه با حرف و حوصله داشتن یا نداشتن سارا و مینا!

باید دانست گفت و گو، یک بازی نوبتی برای سخن گفتن انسانها است! شما حرف می زنید، بعد نوبت به من و بار دیگر نوبت به شما می رسد. هر کس زمانی حرف می زند که مخاطب او حرفش را تمام کرده باشد. موضوع در ظاهر به همین سادگی است اما اینکه بدانیم طرف مقابل صحبت اش را تمام کرده است یا خیر، خود موضوعی مهم است. وقتی صدا ملایم تر می شود، وقتی گفته قبلی تکرار می شود، وقتی میان کلمات فاصله می افتد و صدا باز هم ملایم شود؟ آیا تکرار جمله به معنای نداشتن حرفی تازه می تواند باشد؟ آیا قصد، تاکید است؟ یا میان کلمات چه فاصله ای باید بیفتد تا معنای "دارم حرفم را تمام می کنم" یا "هنوز حرف دارم" یا "مکث کرده ام، اما حرفم هنوز تمام نشده است را بدهد؟"

طبیعی است که در میانه گفت و گو و صحبت با افراد، فرصتی صرف حل این مسایل نمی شود. بلکه به دلیل سالها تجربه در زمینه صحبت با اشخاص، فرد متوجه می شود که حرف پایان گرفته یا خیر. از طرفی وقتی عادات گفت و گو در طرفین مشابه باشد، یا نوع سخن گفتن یکی برای آن دیگری واضح و مشخص باشد، هیچ اشکالی بروز نمی کند اما اگر عادات دو طرف با هم متفاوت شد، ممکن است یکی از طرفین گفت و گو به این نتیجه برسد که آن دیگری یا به حرف او گوش نمی کرده یا اصولاً این طور تصور شود که صحبتی برای گفتن وجود ندارد. (مثالی که درباره سارا و مینا مطرح شد).

همچنین یکسان نبودن سبک و زمان و فرصت و مجال صحبت کردن، امکان دارد خصوصیات فرد را به جز آن چیزی که هست، نشان دهد و درست به همین دلیل است که اندکی تفاوت در سبک گفت وگو و موضوعاتی مانند مکث و غیره می تواند روی زندگی فرد تاثیر قابل ملاحظه ای داشته باشد.


بلندی صدا در سخن گفتن

وای از دست شوهرم! نمی دانید وقتی در خانه است چقدر بلند صحبت می کند. باور کنید از ده خانه آن طرف تر هم می شود صدایش را شنید. هر چه هم که می گویم بلند صحبت نکن، به خرجش نمی رود، دیگر کم کم دارم به بلند صحبت کردنش شک می کنم چون با یکی- دو نفر اینطور حرف نمی زند. مثلاً هر وقت برادر کوچکش یا یکی از دوستانش که از دوره دبیرستان با هم دوست هستند، به منزل ما می آیند، صحبت کردنش آهسته می شود! شما باشید شک نمی کنید؟!

هر حرف باید به لحن خاصی بیان گردد. در حال صحبت نیز شدت صدا می تواند کم و زیاد شود. بلندتر حرف زدن روابط میان نقطه نظرها را نشان می دهد. مثلاً می تواند حاکی از آن باشد که "صبر کن، حرفی دارم که باید بزنم" یا صبر کن، هنوز حرفم تمام نشده است یاعصبانی هستم و یا ... ملایم تر حرف زدن هم می تواند معانی خاص خود را داشته باشد. به عنوان مثال، خسته شدم، تو حرف بزن، یا خجالت می کشم با صدای بلند صحبت کنم. یا، حالا نوبت توست حرف بزنی و یا نشانه ای برای احترام و ادب به دیگری و دیگران.

بلندتر صحبت کردن از حد انتظار نیز می تواند برای شنونده، معانی مختلفی را در برداشته باشد. مثلاً فرد فاقد قدرت ابراز وجود باشد یا در جهت تحریک احساسات باشد، یا دستور تلقی شود و ... که به هر حال اگر با این مسئله نیز درست برخورد نشود، شنونده را دچار گیجی و سردرگمی از نیافتن ارتباط با شخص گوینده خواهد کرد.


آهنگ و زیر و بم صدا

عادت به لحن صدا از جانب افراد، گاه موجب می شود تا در برخورد با لحنی دیگر آن لحن غیرطبیعی جلوه کند. به عنوان مثال دو نفر که دارای فرهنگ دو گفت وگوی متفاوت اند، به طور قطع با توجه به فرهنگ خویش، با آهنگ و زیر و بم و در مجموع حالت مخصوص به خود سخن می گویند. حال اگر فردی شناخت مناسبی از مخاطب یا گوینده مقابل خود نداشته باشد، چه بسا در هنگامی که آن فرد آرام یا عصبانی است این گونه تصور کند که لحن طرف وی خسته کننده یا یکنواخت و یا خوشایند است.

آهنگ صدا ناشی از ترکیبی از سرعت، مکث، رسایی و از همه مهم تر تغییر زیر و بم آن صدا. در واقع حالت جسمانی دهان و حنجره آن را مشخص می سازد، زیر و بم صدا مانند رسایی یا ملایم بودن صدا نیز معانی نسبی متفاوتی دارد.

از آنجایی که نشانه هایی مانند تغییرات زیر و بم صدا (و نیز بلندی و سرعت گام صحبت) همچنین نشانه بیان های احساسی هستند احتمالاً تعجب آور نیست که زنها بیش از مردها، از تغییرات زیر و بم صدا استفاده می کنند. همانطور که مشخص است زنها هم اغلب به احساساتی بودن بیش از مردها، شهرت دارند. همین مطلب، در مورد افراد یک فرهنگ خاص نیز صدق می کند.

به هر حال بد نیست بدانیم وقتی قرار است من یا شما، در هر روز و ساعت از عمرمان، دقایق پی در پی و متوالی را صرف صحبت کردن کنیم، چه بهتر که در باره مقتضیات و نحوه صحبت کردن بیشتر بدانیم و مهمتر از آن، این داشته ها را به کار بندیم.

علی گودرزی بازدید : 385 دوشنبه 05 فروردين 1392 زمان : 12:34 نظرات ()
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
Profile Pic
به سایت هزارویک پادشاه خوش آمدید . ما را با نظرات ارزشمندتان یاری فرمائید... ***چه زیبا گفت جهان پهلوان پوریای ولی *** یا رب ز تو دل به هر که بستم توبه / بی یاد تو هر کجا نشستم توبه/ صد بار شکستم و ببستم توبه / زین توبه که صد بار شکستم توبه
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    آمار سایت
  • کل مطالب : 170
  • کل نظرات : 21
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 12
  • آی پی امروز : 11
  • آی پی دیروز : 25
  • بازدید امروز : 121
  • باردید دیروز : 170
  • گوگل امروز : 3
  • گوگل دیروز : 4
  • بازدید هفته : 828
  • بازدید ماه : 1,669
  • بازدید سال : 16,257
  • بازدید کلی : 152,459
  • کدهای اختصاصی

    مترجم سایت


    کد لوگو هزارویک مطلب بلاگفا

    هزارویک مطلب

    وبلاگ-کد لوگو و بنر

    کد لوگوهزارویک عکس

    هزارویک عکس

    وبلاگ-کد لوگو و بنر